الملا فتح الله الكاشاني

125

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

* ( وَاتَّخَذَ اللَّه إِبْراهِيمَ خَلِيلًا ) * و ذكر محبت بكنايه باز نمود كه فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّه خليل سالك بود و حبيب مجذوب سلوك نشانهء هستى و تفرقه است و جذبه علامت نيستى و جمعيت از سلوك خليل را بدين عبارت خبر دادند كه إِنِّي ذاهِبٌ إِلى رَبِّي از جذبهء حبيب بدين اشاره تنبيه كردند كه أَسْرى بِعَبْدِه لا جرم آنچه نظرگاه خليل بود كه نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَالأَرْضِ قدمگاه حبيب گردانيد كه دَنا فَتَدَلَّى و نعم ما قيل خليل از خيل تاشان سپاهش مسيح از چاوشان بارگاهش و چون اتخاذ خليل موهم احتياج متخذ است بخليل از اين جهت رفع اين ابهام كرده در بيان استغناى خود فرمود كه * ( وَلِلَّه ما فِي السَّماواتِ ) * و مر خدايراست از روى خلق و ملك آنچه در آسمانها است از امور علويه * ( وَما فِي الأَرْضِ ) * و آنچه در زمين است از اشياء سفليه پس محتاج هيچ چيز و هيچ كس نباشد و هر كرا خواهد از اهل آسمان و زمين كه متصف باشد بكمال اطاعت و انقياد و مسارعت در مرضات وى بدوستى برگزيند و گويند اين آيه متصل است بذكر اعمال و مقرر وجوب طاعت او بر اهل سماوات و ارض و كمال قدرت او بر مجازات ايشان بر اعمال * ( وَكانَ اللَّه ) * و هست خدا * ( بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطاً ) * به همه چيزى احاطه كننده از روى علم و قدرت پس عالم باشد باعمال ايشان و مجازى ايشان بر خير و شر ايشان و بعد از آن عود كلام مىكند بذكر نساء و ايتام كه بعضى از احكام ايشان در اول سوره مذكور شده و مىفرمايد كه * ( يَسْتَفْتُونَكَ فِي النِّساءِ ) * و طلب فتوى ميكنند از تو در باب زنان يعنى در ميراث مراد دختران ام كحه‌اند چنان كه گذشت و اعتراض عيينة بن حصين بر حضرت رسالت ( ص ) كه چرا هر يك از دختر و خواهر را نصف ميراث ميدهى و ما ميراث نميدهيم مگر كسى را كه كارزار كند و غنيمت بدست آرد * ( قُلِ ) * بگو اى محمد ( ص ) در جواب معترض كه * ( اللَّه يُفْتِيكُمْ ) * خدا فتوى ميدهد يعنى بيان مىكند حكم را * ( فِيهِنَّ ) * در باب ميراث ايشان و افتا بمعنى تبيين مبهم است و قوله * ( وَما يُتْلى عَلَيْكُمْ فِي الْكِتابِ ) * عطفست بر اسم اللَّه يعنى بگو با ايشان آن چيزى را كه خوانده مىشود بر شما در قرآن و يا عطفست بر ضمير ( مستكن در يفتيكم ) و عدم وجوب اعاده ضمير بجهة فصل است فحينئذ افتا مسند باشد به خدا و به آنچه در قرآن است و هو قوله يوصيكم اللَّه و مانند آن باعتبارين مختلفين يعنى فتوى ميدهد خدا آنچه در قرآن است * ( فِي يَتامَى النِّساءِ ) * در شان يتيمان كه زنانند و ميتواند بود كه جملهء مستانفه معترضه باشد براى تعظيم متلو عليهم پس ما يتلى عليكم مبتدا باشد و فى الكتاب خبر آن و مراد به آن لوح محفوظ است و جايز است كه منصوب باشد و بر تقدير ( يبين لكم ما